سلام ....
عسلم دیروز یه شعر از مهد یاد گرفتی که تند تند میخونی" مامان بابا سلام دارم"و اخرش هم با صدای بلند میگی سلام الهی قربون اون سلام گفتنت بشم من و بابا هم با تو همراهی میکنیم و می خونیم و تو می خندی . از شعر عمو زنجیر باف هم خیلی خوشت میاد وقتی برات میخونم بلند میگی بعله! تو رو صندلی اشپزخونه میشینی یه ظرف اجیل و نخود وکشمش هم دستت میدم تا سرگرم بشی که من بتونم غذا درست کنم در حین غذا درست کردن هم با هم شعر میخونیم . بعد ابمیوه یا میوه سیب یا موز میخوری . بعد از کارای اشپزی با هم میشینیم و تو کتاب قصه میاری تا برات بخونم و از روی اونا اسم حیوونا و صدا هاشون رو یاد میگیری . اولین کتاب قصه ای که گرفتم اصلا به اسم کتاب توجه نکردم و فقط تصاویر اونو ...
نویسنده :
شیرین
9:11









