فاطمه زهرا فاطمه زهرا ، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

دخترم عشق من

هر لحظه به یاد تو

عشق من روزای تعطیل به خاطر وجود تو  خیلی خوش میگذره به قدری شیرین شدی که هر لحظه منو بابات رو میخندونی . دیروز برات یه بادکنک گنده خریده بودیم تا باهاش بازی کنی اولش ازش میترسیدی و یواشکی دست میزدی ولی بعد باهاش بازی میکردی و همش خودت رو روی بادکنک میانداختی . دیروز هوا خیلی گرم بود (٣٠درجه) سه نفری رفتیم پارک و کلی بازی کردیم تو پارک هوا بی نظیر بود خلاصه خیلی خوش گذشت .کاش روزای تعطیل بیشتر می بود تا بیشتر از بودن در کنار هم لذت میبردیم.
24 ارديبهشت 1390

نعمت الهی

خدای من خدای مهربان من از تو میخواهم به همه کسانی که ارزوی بچه دارند یه بچه سالم و صالح عطا کنی . خدایا هیچ کس رو از نعمت مادر شدن محروم نکن . خدایا متشکرم که این نعمت بزرگ رو به ما عطا کردی چگونه میتوانم شکر گذارت نباشم در حالی که نعمت را بر ما تمام کردی خدایا فرزندم را در پناه خودت سالم و صالح نگهدار  امین یا رب العالمین
21 ارديبهشت 1390

لحظه لحظه بودن با تو

گل مامان دیروز که از مهد اوردمت خیلی خسته بودی و بلافاصله خوابیدی بابایی هم که زنگ زد جلسه داره و تا غروب نمیاد منم زود ناهار خوردمو کنارت خوابیدم یکی دوساعت خواب بودیم خواب بعداز ظهر بهاری واقعا میچسبه . بعدشم بیدار شدی گلم و عصرونتو نوش جان کردی بعد هم بابایی اومد و مشغول بازی با بابایی شدی و من در این فاصله غذا درست کردم ویه کارای خونه رسیدم بعد با هم رفتیم سوپر سر کوچه برا خرید .  خلاصه خیلی خوش گذشت . ادم فکر میکنه زندگی یعنی همین .یعنی از لحظه لحظه بودن با هم لذت بردن .خدا رو شکر ما از زندگی توقع دیگه ای نداریم و خدا رو شکر میکنیم . خدایا هزاران هزار مرتبه ازت متشکریم. 
21 ارديبهشت 1390

الهه شبهای من

عزیزم دیشب حدود ساعت ٥/٣ از خواب بیدار شدی و شروع کردی به گریه کردن و اروم نمیشدی یه کم بغلت کردم و راه بردمت و برات لالایی زمزمه کردم تا بالاخره خوابت برد فکر کنم خواب بد دیده بودی الهی فدات بشم خوابای خوش ببینی عزیزم
20 ارديبهشت 1390

در کنارت هستم

اسمان را بگویم که امشب          یاسهای ره کهکشان را سر رهگذارت نشاند یک سبد لاله از تازه تر باغ سرخ شقایق تا در این راه تنها نباشی در کنارت نشاند در کنارت نشاند
19 ارديبهشت 1390

همیشه به یادت هستم

عشق من امروز صبح که بیدار شدم دیدم که تو هم بیداری و دستات رو به سمتم دراز کردی و میخندی ای شیطون بلا که میفهمی من کی بیدار میشم منم که دیدم نخیر از خوابت خبری نیست تو رو بغل کردم و شروع کردم تدارک صبحانه و اماده کردن وسایل مهدت. خوشبختانه دختر خوبی بودی وخیلی اذیت نکردی و سرگرم بازی شدی. خوشکل مامان  خیلی دوست دارم  
19 ارديبهشت 1390

بهار من

عزیزم این سه روز تعطیلی خیلی خوب بود با همدیگه بیرون رفتیم با  بابایی تمام شهر رو دور زدیم کلی بازی کردیم و کلی خندیدیم یاد گرفتی که بگی بده  و افتاد   . هر چیزی هم که به دستت میرسید یه جایی پرتاب میکردی و کلی میخندیدی قربونت برم الهی که این چیزای کوچک برات خنده داره .
18 ارديبهشت 1390

گل زیبای من

نفسم دیشب هرچی اسباب بازی داشتی همه رو پخش و پلا کرده بودی و هر جا پا میذاشتم زیر پا اسباب بازی ریخته بود با خودم گفتم این بد عادتی باید یاد بگیری که وسایلتو جمع کنی  این بود که بهت یاد دادم که هر چیزی رو سر جاش بذاری و تو هم خوب یاد گرفتی اخر هم سر شیشتو اوردی به من دادی که اونو برات ببندم . افرین دختر گلم . حالا وقتی بهت میگم جمع کن زود اسباب بازیاتو تو سطلشون میریزی . افرین عزیزم
14 ارديبهشت 1390

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

نفسم وقتی بهت نگاه میکنم و دست وپای کوچیکتو میبینم عظمت خدا رو بیشتر حس میکنم  و اونوقت دلم میخواد  این نشونه خدا رو محکم تو بغلم بگیرم و بوسش کنم و میدونم که خدا خودش مراقبت هست . تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت                من همه محو تماشای نگاهت خیلی دوست دارم شاید یه جورایی تو جانشین تمام عشقها شدی . عشق من باش و یادت باشه که همیشه و همه جا به یادت هستم
13 ارديبهشت 1390

تقدیر و تشکر

از همه دوستانی که به وب فاطمه زهرا سر می زنند نظر میدن یا تو دلشون نظر میدن متشکرم امیدوارم که بچه های شما هم سالم و صالح و شاد باشند 
12 ارديبهشت 1390